قصه از یه جابجایی ابتدا شد از وقتی با یه جابجایی اومد یه اداره بهروز ، به دوست چند سالش گفت توام بیا اینجا ، باهم کار کنیم.(خودم شاهد این قسمت بودم) تو اداره تازه یه آدم بهروز دید ، که واسه راحت بودن با دوستش گفت تو نباید دوستت رو بیاری اینجا . اینم دوستی چند ساله رو تموم کرد و قصه شروع کار شد...
برچسب:
نویسنده: نگار نوروزی
آیدا چه ساخت... ثریا چه ساخت...
برچسب:
نویسنده: نگار نوروزی
یه دوستی دارم عاشق ۳ تا چیزه و از یک چیز متنفره. عاشق فست فود و شیرینی و سیکس پک متنفر از ورزش خیلی ناراحته که عشق سومش رو نداره...
برچسب:
نویسنده: نگار نوروزی
کاشونیا یه ضرب المثل دارن که میگه : چاه دستی پر نمیشه....
برچسب:
نویسنده: نگار نوروزی
برچسب:
نویسنده: نگار نوروزی
برچسب:
نویسنده: نگار نوروزی